سه غصه آمد سراغ من هر سه یک بار اسیری و غریبی و غم یار اسیری و غریبی را غمی نیست چاره دارد اما آخر کشت مرا غم یار ... و بعد شنیدن این شعر بود که من جسدی خیس گشتم
آقاي احمدي نژاد! وقتي طرفداران شما را مي بينم،خنده ام مي گيرد!
نامه اي از جسد خيس به آقاي احمدي نژاد!
با سلام بر كسي كه امروزها شده زياد حالش خوب نيست! سلام بر تويي كه گويا رييس جمهور منتخب ملتي! هر چند كه بر اين گفته خويش شك دارم!
آقاي احمدي! اين روزها، نوع عملكرد شما باعث بروز اغتشاشاتي شده! اغتشاشاتي كه هر چند سر خط انها براي ما روشن است اما انتظار مي رفت حال كه تو را رئييس جمهور منتخب(!!!) خوانده اند، نوع ديگري عمل كني! اما متاسفانه از تو كه چنان بدت نمي آيد در تاريخ اسمت را بنويسند و به به چه چه هاي انچناني برايت سر دهند، جز اين انتظاري نمي توان داشت كه حس خود شيفتگي ات، آتش بيار اين روزها شده است!
آقاي احمدي قبل از شروع اصل نامه، خدمت شما و تمام خوانندگان وبلاگ عرض كنم كه بنده قصد توهين به ملت شريف ايران را ندارم! نه آنان كه به تو راي داده اند و نه آنان كه موسوي را برگزيدند! من فقط با نوشتن اين نامه، خواستم گوشزد كنم كه اجازه ندهيد و اجازه ندهيم كه دوباره عوامفريبي، چاپلوسي، تحجر و رياي سياسي، بر سر كار آيد و مخالفت بنده با دولت شما، نيز از سر همين موضوعات است!
آقاي احمدي! نذار بگويم كه اين چيزها كه در مورد تو نشوته اند و هندوانه زير بغلت داده اند،هيچ نيست! وقتي ديدم بيچاره چهارتا جوان بسيجي، تو را فرستاده امام زمان مي دانند، خنده ام گرفت! وقتي دو تا دختر چادري، عكس تو را به دست گرفته اند و شعار "يا زهرا" سر داده اند، خنده ام گرفت!
دكتر عزيز؛ ئقتي ديدم تو را "جيگردار نژاد" خطاب قرار داده اند، خنده ام گرفت! بيچاره نمي دانند كه تو دل و جرات مرغ را هم نداري! بگويم؟؟؟؟ بگويم بعد قطعنامه شوراي امنيت، در تماس تلفني پوتين، رييس جمهور روسيه با متكي، وزير نه چندان خارجه ما چه ها رد و بدل شد؟؟! بگم واكنش تو نسبت به صحبت هاي پوتين چه بود؟! بگويم جهت عرض التماس، در تماس تلفني بعدي تو با پوتين، چه هديه اي بهش دادي؟!!؟؟؟ تو جگر حفظ خاك و آب كشور را نداري،آن وقت تو را "جيگردار نژاد" خوانده اند؟؟!
تو را دزدگير 88 خوانده اند!!!! خنده ام مي گيرد! متاسفانه نمي دانند كه سنسورهاي تو خراب شده اند!! رفتي همدان و سفر استاني ات را كردي اعلام بي فكر دزدي مديرعامل فلان بانك! در صحبت هايت حكم به بركناري وي دادي! بعد سخنراني، معاونينت بهت گفتند كه بابا! اين آقا مديرعامل بانك خصوصيه! تو نمي توني، بركنارش كني!!! گفتي بندازينش زندان! گفتند بابا! دكي جون! حكم زندان كار قاضي و قوه قضاييه است، تو كه نمي توني حكم بدي!! خلاصه دادگاه تشكيل شد و حكم به برائت وي صادر شد! آمدند بهت گفتند كه آقاي مديرعامل بيگناه، به تلافي كار تو تمام سرمايه بانك را دارد مي برد بحرين!!! ترسيدي! جگرت را موش خورد! خودت رفتي به ملاقاتش! براي دلجويي حكم دادي آقاي مديرعامل بيگناه به عنوان عضو شوراي پول و اعتبار كشور منصوب شود!! اين بود دزدگير؟؟؟؟! موسويان را در سفر استاني ات، جاسوس خواندي!! وزارت اطلاعات را مجبور كردي برايت جاسوس درست كنند! قرعه به نام موسويان بيچاره افتاد! بعدش هم همين بچه هاي وزارت اطلاعات، زيرآبت را پيش قاضي پرونده زدند و حكم به برائت موسويان داده شد!!
دكي جون! طرفداران تو را كه مي بينم، خنده ام مي گيرد! حرف بسيار است! حيف كه الان سركار هستم و بايد براي امشب، كارهايي آماده كنم! وقت هست! چهارسال در خدمتتان هستيم و خواهيم گفت!!!
اما محمود جان!!!! طرفداران تو را كه مي بينم، گريه ام مي گيرد!!!
راستي؛ پيش بيني هايم در مورد اعتشاشات، صحيح بود يا غلط؟!