
راستي؛اينجا آخر دنياست!
ببینید به قدری عصبانی هستم که اصلا حوصله شوخی را ندارم!
بر هفت جدم لعنت اگر امروز ابطال معامله بورس انژی را پیگیری نکنم!!! به شرافت نداشتهام قسم میخورم که از امروز تمام پروژههای عقبافتادهام را زمین میگذارم میآفتم تا دهن این "صالحآبادی" رییس سازمان بورس و "فرشاد حیدری" رییس بانک ملی را سرویس کنم! بر خواهر و مادرم فلان اگر از امروز تا زمانی که نفس بکشم دنبال قضیه تعیین و تکلیف و ابطال معامله امروز بورس انرژی نیفتم! هر چند می دانم که فساد آنقدر در زندگی و سفرههای تک تک این مردم رخنه کرده که دیگه حتی دربان شعب بانک ملی هم توی این قضیه گنهکارند!!!! هر چند می دانم که دیگر باید به مسلمانیت این مردم شک کرد!!! هر چند که میدانم دیگر جنگیدن برای آبادانی این مملکت را باید گذاشت در کوزه آبش را خورد!!!
هر چند می دانم که تمام مردمی که از دیشب ساعت 10 شب جلوی شعب منتخب بانک ملی صف کشیده بودند تا سهام قطعی را بخرند خودشان نیز جای دیگر بر مردم اجحاف خواهند کرد! پس از ماست که بر ماست! ولی با همه این اوصاف مرد نیستم!! بر هفت جدم لعنت! بر شرافت نداشتهام! بر مردانگی بر باد رفتهام! ……… به قول چاله میدونیها فلان فلان خواهر مادرمان اگر این قضیه را پیگیری نکنیم!!!!!
الان ساعت 10:15 روز دوشنبه دوازدهم دی ماه است!!! تف به روی صورتمٰ تف به شرافتم اگر از همین الان نیفتم دنبالش!! منتظر خبرهای تکراری باشید!!!!
راستی؛ در این دنیای مدرن دزدها دیگر بانک نمی زنند!! بانک تاسیس می کنند!
دو شاگرد حدودا چهارده پانزده
ساله نزد معلم خود آمده و پرسیدند :
- استاد! اصولا منطق چیست ؟
معلم کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ،
دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام
کنند.شما فکر می کنید، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و
کثیفه قدر آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
معلم جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.
و باز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟ یک
بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به
حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه
به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می
توانیمتشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق ! كه از دیدگاه هر کس متفاوت است.
راستي؛ با كمك اين تعريف از منطق، تعريفي از "دسته گل" براي من ارائه فرماييد!!!